دانشگاه آزاد اسلامی مرکز چابهار . رشته حسابداری ناپیوسته. ترم چهارم(ترم پایانی)1390
راننده تاکسی در تاریکی شب یک مسافر با قیافه مذهبی را سوار می کند. مسافر صندلی جلو نشسته و یک دقیقه بعد مسافر از راننده تاکسی می پرسد: آیا منو می شناسی؟!
راننده گفت: نه نمی شناسم. سپس راننده یک مسافر خانم را نیز سوار می کند مسافر جدید صندلی عقب ماشین می نشیند.
مسافر مرد دوباره از راننده می پرسد آیا من را می شناسید؟!
راننده دوباره گفت: یک بار به شما گفتم نمی شناسم آقا!
مسافر مرد گفت: من عزرائیل هستم
راننده گفت: برو بابا هالو گیر آوردی؟!
در همین موقع خانوم از عقب به راننده گفت: ببخشید آقای راننده شما دارید با کی صحبت می کنید؟!!!
راننده گفت با این آقایی که کنارم نشسته هست. مسافر خانم گفت: می بخشید من کسی را نمی بینم شما دیوانه شده اید. راننده تا این حرف خانم را شنید مطمئن شد که جناب عزراییل هست شوکه شد و پس از ترمز از ماشین بیرون شده و فرار می کند و سپس مسافر خانم و آقا هر دو باهم ماشین را می دزدند...

1. دین و مذهب راهی برای نزدیکی به خداست نه ابزاری برای کسب و کار
2. قبل از پرتاب فحش به بیرون، دهانمان را ببندیم و تا بیست بشماریم. به خصوص وقتی توی خیابان و جلوی دیگران هستیم.
3. هر فرد تعهد کند که هر ماه یک کتاب تازه بخواند حتی خلاصه مبانی لوله کشی عمومی!
4. هنگام رانندگی به جای توجه به فاصله ی خالی بین شلوار و جوراب دختری در آن طرف خیابان به رعایت فاصله با خودروی جلو توجه کنیم.
5. اگر کارمند اداره ای هستیم باور داشته باشیم که فقط کارمند یا مسوول هستیم نه اینکه پست مان محلی برای سوء استفاده های شخصی و فامیلی و گروهی
6. بفهمیم که زرنگی ضایع کردن حق دیگران نیست بلکه با رعایت حقوق دیگران رسیدن به حقوق خودمان است.
7. بفهمیم که اگر صاحب یک بوتیک هستیم شغل ما بوتیک دار است یا اگر راننده تاکسی هستیم شغل ما راننده است.
8. برای گرم نگه داشتن یک جمع صمیمی دوستانه راه های دیگری هم برای شادی و خندیدن به جز تمسخر و غیبت و تهمت زدن به دیگران وجود دارد.
9. شبی یک ساعت به عملکرد آنروزمان بیندیشیم.
10. موسیقی خودرو برای شنیدن سرنشینان آن است قرار نیست که تمام عابرین خیابان آهنگ خودروی مان را بشنوند.
11. به نمایشگاه کتاب اگر می رویم برای کتاب برویم. در کل به هر قبرستانی می رویم برای خاطر همان قبرستان باشد.
12. این آخری از همه سخت تر است و اینکه دروغ نگوییم. همان طور که فکر می کنیم عمل کنیم فراموش نکنیم ریا که اکنون عادت و عرف ماها شده در واقع یک بیماری اجتماعی است.
13. رانندگی مان بیشتر رو کم کنی است تا رسیدن به مقصد
14. رعایت نوبت در صف به معنی بی عرضه بودن است
15. برخورد و نگرش مان نسبت به جنس مخالف، نگاه تسخیری است. اگر تسخیر نکنیم یعنی مغلوب شده ایم!!
16. در برخی مناطق برای حفظ خواهر و ناموس او را می کشیم تا حفظ شود
17. هنگام حرف همه ما اهل سیاستیم و در صحنه عمل همه ما بی تقصیر و بی ربط
18. ادعای نجیب ترین انسان روی زمین را داریم و دلمان برای سر در آوردن و افشای اسرار زندگی خصوصی افراد ضعف میرود
19. اگر در خودرو نشسته ایم و پوست میوه را توی خیابان نریزیم احمق خطابمان می کنند
20. اگر تصادف مختصری اتفاق بیفتد و کسی هم مصدوم نشده باشد با جدال و نزاع یکی را مجروح می کنیم در این حالت استفاده از چاقو رایج است
21. اگر دو نفر در حال نزاع و کشتن همدیگر در خیابان هستند آن را به عنوان یک موقعیت عالی برای فیلم گرفتن می دانیم به جای کشاندن پای پلیس مسوولیت شناس به صحنه و جلوگیری از قتل
22. در جایی که نوشتن دو خط نامه می تواند مشکل مان را حل کند حاضریم 2 ساعت حرف بزنیم و وقت طرف مقابل را بگیریم و آخر سر هم فایده نداشته باشد
23.می گوییم بهترین نژاد دنیا هستیم ولی بیشترین عمل زیبایی, بیشترین مصرف مواد آرایشی بیشترین سفر خارجی برای ... بیشترین سماجت در تقلید مد لباس بیشترین افسردگی بیشترین مصرف داروهای پوستی بیشترین آمار طلاق واقعی و عاطفی زشت ترین سیمای شهری بدترین و بیشترین و .... در دنیا را داریم
۲۴. انجام تعهد پرهیز از دروغ تهمت احترام حقوق دیگران ازمهم ترین دستورات اخلاق است و این امور از بی اهمیت ترین اخلاقیات جامعه و غالب افرادی که خود را پایبند به این ها معرفی می کنند بی تعهد ترین افرادند
2۵. امروز به یکی درود می فرستیم و بر یکی مرگ می گوییم و فردا به همان فرد مرگ می گوییم و به دیگری درود
۲۶. هرچه بیشتر به مقدساتمان و عزیزانمان قسم می خوریم دروغگوترین هستیم
2۷. خدا نکند چیزی در جامعه مان بورس شود همه بدون تفکر دنبال آن می رویم یه روز ریختن به خیابان ها یه روز رفتن به خارج و یه روز مهاجرت فلان کشور و شاید روز دیگر برگشتن به کشور.
ازگفتن و شنیدن جوک های قومیتی لذت می بریم
2۸. پول نداریم نان بخوریم و ماشین گران قیمت قسطی می خریم تا پز دهیم
ابتدا لازم می دانم از تک تک اساتید محترم دانشگاه از صمیم قلب تشکر کنم این تشکر جنبه پاچه خواری و چاپلوسی ندارد.
خلا استاد خلیلی(مدرس درس ریاضی) در ترم سوم احساس می شود تمام نقاط ضعفی که سالیان گذشته در کتب ریاضی داشتیم اینک تدریس ماهرانه، موثر و دلسوزانه استاد خلیلی جبران شد کار نکرده و معطل چند سال معلمان و دبیران گذشته را را در یک ترم انجام داد ماهایی که از اسم ریاضی به لرزه می افتادیم و خیال نمره را از سرمان ستانده بودیم اینک استاد خلیلی با نحوه تدریسشان کتابی که در ذهنمان هیولا بود فرشته شد.
در بازگشت از مسجد، منوچهر از دوستش می پرسد: «فکر می کنی آیا می شود هنگام دعا کردن سیگار کشید؟ دوستش جواب می دهد: چرا از ملا نمی پرسی؟» منوچهر نزد ملا می رود و می پرسد: آقای ملا، می توانم وقتی در حال دعا کردن هستم، سیگار بکشم ملا پاسخ می دهد: نه، پسرم، نمی شود. این بی ادبی به مذهب است. منوچهر نتیجه را برای دوستش بازگو می کند… دوستش می گوید: تعجبی نداره. تو سوال را درست مطرح نکردی. بگذار من بپرسم. او نزد ملا می رود و می پرسد: حضرت ملا آیا وقتی در حال سیگار کشیدن هستم می توانم دعا کنم؟ ملا مشتاقانه پاسخ می دهد: مطمئناً، پسرم. مطمئناً !
یک زن جوان در سالن فرودگاه منتظر پروازش بود چون هنوز چند ساعت به پروازش باقی مانده بود، تصمیم گرفت برای گذراندن وقت کتابی خریداری کند. او یک بسته بیسکویت نیز خرید. او بر روی یک صندلی دسته دار نشست و در آرامش شروع به خواندن کتاب کرد. در کنار او یک بسته بیسکویت بود و در کنارش مردی نشسته بود و داشت روزنامه می خواند.
وقتی که او نخستین بیسکویت را به دهان گذاشت، متوجه شد که آن مرد هم یک بیسکویت برداشت و خورد. او خیلی عصبانی شد ولی چیزی نگفت.
پیش خود فکر کرد: بهتر است ناراحت نشوم ، شاید اشتباه کرده باشد.
ولی این ماجرا تکرار شد. هر بار که او یک بیسکویت برمی داشت، آن مرد هم همین کار را می کرد. این کار او را حسابی عصبانی کرده بود ولی نمی خواست واکنش نشان دهد.
وقتی که تنها یک بیسکویت باقی مانده بود، پیش خود فکر کرد:حالا ببینم این مرد بی ادب چه کار خواهد کرد؟
مرد آخرین بیسکویت را نصف کرد و نصفش را خورد، این دیگه خیلی پررویی می خواست! او حسابی عصبانی شده بود.
در این هنگام بلندگوی فرودگاه اعلام کرد که زمان سوار شدن به هواپیماست. آن زن کتابش را بست، چیزهایش را جمع و جور کرد و با نگاه تندی که به مرد انداخت از آنجا دور شد و به سمت دروازه اعلام شده رفت.
وقتی داخل هواپیما روی صندلی اش نشست، دستش را داخل ساکش کرد تا عینکش را داخل ساکش قرار دهد و ناگهان با کمال تعجب دید که جعبه بیسکویتش آنجاست، باز نشده و دست نخورده! خیلی شرمنده شد!!
از خودش بدش آمد... یادش رفته بود که بیسکویتی که خریده بود را داخل ساکش گذاشته بود.
آن مرد بیسکویت هایش را با او تقسیم کرده بود ، بدون آنکه عصبانی و برآشفته شده باشد.
اصول حسابداری(3): استاد ثقفی حسابداری دولتی: استاد پیری
پول و ارز و بانکداری: استاد شهرکی زبان تخصصی: استاد بهزادی
ریاضی و کابرد آن: استاد بلوچ مالیه عمومی: استاد عباسیان
حقوق بازرگانی: استاد کوچکزایی
اخلاق اسلامی: حجت الاسلام والمسلمین حاج آقا حیدر آبادی
پاس شده ترم دوم: ۲۵
پاس شده ترم تابستان: ۳
انتخابی ترم سوم: ۲۱
مانده ترم چهارم: ۱۵
امیدوارم سال تحصیلی جدید برای دانشجویان بالخصوص ترم سوم حسابداری سالی پر برکت و پر نمره باشد.
برای مشروطیان ترم قبل آرزوی توفیق دارم و انتظار می رود تقدیر و سرنوشت من و همکلاسی هایم را در سال جدید به گونه ای قرار دهد که در پایان ترم دنبال شماره موبایل استاد نباشیم.
از آنجایی که ساختمان دانشگاه به محل دانشگاه بین المللی انتقال داده شده لذا از دانشجویان محترم تقاضا دارم که پیش آشنایان، فامیل ها، دوستان و ... نگویند که ما دانشجوی دانشگاه بین المللی هستیم شماها هنوز دانشجوی دانشگاه آزاد هستید و این کسر شان نیست بلکه به برکت حضور دانشگاه آزاد در این منطقه ماها توانستیم ادامه تحصیل بدهیم.
و گرنه امثال بنده در هیچ دانشگاهی پذیرش نمی شود!
آن نفَسي كه با خودي ، يار چو خار آيدت
وان نفسي كه بي خودي ، يار چه كار آيدت
آن نفسي كه با خودي ، خود تو شكار پشه اي
وان نفسي كه بي خودي ، پيل شكار آيدت
آن نفسي كه با خودي ، بسته ي ابر غصه اي
وان نفسي كه بي خودي ، مه به كنار آيدت
آن نفسي كه با خودي ، يار كناره مي كند
وان نفسي كه بي خودي ، باده ي يار آيدت
آن نفسي كه با خودي ، همچو خزان فسرده اي
وان نفسي كه بي خودي ، دي چو بهار آيدت
جمله ي بي قراريت از طلب قرار توست
طالب بي قرار شو تا كه قرار آيدت
جمله ي ناگوارشت از طلب گوارش است
ترك گوارش ار كني زهر گوار آيدت
جمله ي بي مراديت از طلب مراد توست
ورنه همه مرادها همچو نثار آيدت
از جان برون نیامده جانانت آرزوست زنار نابریده و ایمانت آرزوست
بر درگهی که نوبت ارنی همی زنند موری نهای و ملک سلیمانت آرزوست
موری نهای و خدمت موری نکردهای وآنگاه صف صفهی مردانت آرزوست
فرعونوار لاف اناالحق همی زنی وآنگاه قرب موسی عمرانت آرزوست
چون کودکان که دامن خود اسب کردهاند دامن سوار کرده و میدانت آرزوست
انصاف راه خود ز سر صدق داد نه بر درد نارسیده و درمانت آرزوست
بر خوان عنکبوت که بریان مگس بود شهپر جبرئیل، مگسرانت آرزوست
خانم سارانی دانشجوی رشته حسابداری:
همسفر در راه ماند..زندگی سخت است…لیک..در سفر باید بود…همراهتان از سفر ماند سیلی سهمگین باور شاید نه ..سختی راه را مینماید که بایستی تنها رفت صبری باید تا آرامشی زاید
ترک یارتان بر شما تسلیت باد
تسلیت واژه کوچکیست در برابر غم بزرگ شما
از خداوند صبر برای شما و خانواده محترم خواهانم
امیدوارم که غم آخر زندگیتان باشد.
از طرف ما چند نفر
1. مشروط شوید. مشروطی را برای دانشجو ساخته اند نه رئیس دانشگاه و اساتید. واحد های خود را پاس نکنید. و از حضور در دانشگاه نهایت استفاده را ببرید. مطمئن باشید بیرون از دانشگاه هیچ خبری جز رفتن به سربازی و بعد از آن بیکاری وجود ندارد. حداقل وقتی که در دانشگاه حضور دارید به عنوان یک دانشجو شناخته می شوید نه یک بیکار.
2. تا دوران تحصیلتان تمام نشده در دانشگاه عاشق شوید و ازدواج کنید. چون اگر دانشگاهتان تمام شود هیچکس حاضر نیست با یک آدم آس و پاس بیکار ازدواج کند.
3. جزوه های خود را مرتب و منظم بنویسید. شاید فرجی شد و کسی برای گرفتن جزوه به شما مراجعه کرد و بختتان باز شد وگرنه بعد از تمام شدن دانشگاه بخت ازدواج را از دست خواهید داد.
4. یکی از راه های گرفتن نمره درس خواندن است. برای گرفتن نمره راه های دیگری هم وجود دارد. یکی از ساده ترین این راه ها پاچه خواری است. اکثر دانشجویان و به خصوص شاگرد اول ها نمره خود را از این طریق به دست می آورند. راه دیگر گرفتن نمره، جنس مخالف بودن است که در این روش نیازی نیست شما کار خاصی انجام دهید. نمره خود به خود برای شما منظور می شود.تهدید استاد به پنچر کردن ماشینش، مظلوم نمایی و بهانه مریضی و فوت اقوام درجه یک و دو و پیدا کردن آشنا و استفاده از بند پ روش های دیگر گرفتن نمره است که در مواقع لزوم توصیه می شود.
5. با گرفتن پایین ترین مدرک، دانشگاه را رها کنید. هرگز از یک سوراخ دوبار گزیده نشوید. ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی یک اشتباه بزرگ است تحصیل را رها کنید و به کار اصلی خانوادگیتان برگردید، سود کرده اید. با ادامه تحصیل شما یک لیسانس خواهید شد که دیگر نمی توانید سرتان را پیش در و همسایه بلند کنید. پس تا دیر نشده به فکر یک کار نان و آب دار باشید.
مقدمه:
تقلب چیست؟
یک سری اعمال ننگین در صورت با عرضه بودن واین کاره بودن شخص امتحان دهنده آخر عاقبت خوش وخرمی دارد.
یک روش غیر اصولی و ناجوانمردانه برای نتیجه گرفتن در امتحان
تنها روش اصولی و مبتنی بر عقل برای نتیجه گرفتن در امتحان
تعریف مراقب :موجودی ستم کار و ریا پیشه که متاسفانه چشم و گوش و باقی حواس را هم دارد.سیستمی که نقش دزدگیرمنازل را سر جلسه ایفا میکند.
گالری ضدحال ! موجودی که روی سینه اش نوشته شده : من مراقبم،شما چطور!؟ یک نوع تله موش زنده
تعریف دانشجو: موجودی است نحیف و لاغر که از تخم مرغ و گوجه تغذیه میکند معمولا افسرده است و دشمنی عجیبی با کتاب دارد مخصوصا شب امتحان.
مواد مورد نیاز جهت تقلب:
1- کاغذ مناسب، به اندازه نیاز (کوچک تر بهتر) ذبیح اله سیاهپور زیاد داره
شاید خیلی از شما عزیزان متقلب و خلافکار در هنگام تقلب به خاطر بزرگی کاغذ تقلبی لو رفته باشید اندازه کاغذ بسیار مهم است. از فرهاد جدگال بپرسید سابقه دارد.
2- خودکار مرغوب، مشکی بهتر است نوک خودکار باید ریز باشد و خودکار های بیک اصلا مناسب نیستند خواهشاً مثل پهلووری با ماژیک ننویسید.
در این مرحله باید دست خط خیلی خوبی داشته باشید دست خطی که هم خوانا باشد و هم ریز که کاغذ زیادی مصرف نشود این قسمت شامل حال مسلم خانزیی نمی باشد.
3- حال نوبت به این می رسد که کاغذ را جا سازی کنید شما می توانید کاغذ را به انتهای مانتو و یا پیراهن با کمک سوزن ته گرد نصب کنید. سوزن را باید طوری قرار داد که از رو هیچ چیز مشخص نباشد. لباس خودم خیلی مناسب است چون بلوچی هست هم دامن دارد هم آستین های مناسب به همین دلیل است که حامد کوهکن در فصل امتحانات لباس بلوچی می پوشد.
4- و در آخر باید منتظر باشید که مراقب ازشما دور باشد و در اینجا پاهای خود را روی هم گذاشته و به طور ماهرانه شروع به تقلبی کنید.
روش های تقلبی:
نوشتن روي کف پا، پس کله، پشت گوش و...
نوشتن روي ميز، پشت نيمکت، زير نيمکت، پشت مانتوي دختر جلويي و...
نوشتن روي دستمال دماغي، پاکت نامه و...
نوشتن و لوله کردن تقلب و جاسازي آن در سوراخهاي مختلفي از جمله دماغ، دهن، فک پايين، دريچهي آئورت و ...
استفاده از ماشين حسابهاي مهندسي
استفاده از آيينه، موچين، لوازم آرايش، فيلم، عکس
خر نمودن يک دانشجوی خرخوان
خم کردن سر به روي ورقهي طرف به صورت تابلو
توجه:
اگر در اين امر تبحر کافي نداريد اصلا سمت اين کار نرويد که عواقبي جز ضايع شدن، اخراج شدن و تابلو شدن ندارد!
با آرزوی موفقیت برای دانشجویان متقلب
1- حتی اگر توالت شما به جدید ترین تجهیزات روز دنیامجهز باشد آفتابه را در دستشویی همیشه پر نگهدارید، به خصوص در ایام تابستان.
4- وقتی می خوابید پس از در آوردن جوراب هایتان آن ها را قبل از پرت کردن داخل هم فرو کنید (ارزش این نکته را صبح روز بعد درک خواهید کرد).
5- از همه چیزهای یکبار مصرف به خصوص تیغ های اصلاح، چندین مرتبه استفاده کنید.
7- درتاکسی برای اینکه کرایه تان عادلانه حساب شود پشت سر کسانی که درب را محکم می کوبند فحش بدهید.
8- در وصله جوراب این نکته شاید حیاتی باشد ولی در بخیه زدن لازم نیست یک سر نخ را گره بزنید.
9- بیاموزید که به مردم اعتماد کنید. به خصوص به طلافروشان!
11- کارت سوخت خود را با نخ به گردنتان بیاویزید تا در پمپ بنزین جا نماند.
12- در یک توالت عمومی قبل از شروع هر کاری امکانات بالقوه و بالفعل را بسنجید (از وجود آب، دستمال، سالم بودن سیفون و باز بودن مجرای فاضلاب مطمئن شوید).
13- اگر چاق هستید لباس با راه های افقی نپوشید. فکر می کنید چرا شیر ها به شکار گورخر بیشتر از فیل علاقه دارند؟
14- تا زمانی که صورتتان باد نکرده پولتان را برای دندانپزشک حرام نکنید.
15- شماره تلفن همه را داشته باشید و به هیچ کس شماره ندهید.
16- بد را به خاطر بدتر کنار نگذارید. مثلا ترک سیگار به خاطر نامزدتان و قولی که به او داده اید.
20- هرگز وصیت نامه تنظیم نکید. آدم عاقل پول و وقتش را صرف چیزی که مال خودش نخواهد بود نمی کند.
21- پیش از خوردن آناناس پوست آن را بکنید (بگیرید).
22- در جاهایی که نیازی وجود ندارد همین جوری برای دست گرمی و کسب مهارت دروغ بگویید.
23- اگر تصمیم به ازدواج دارید برای اینکه دوران دانشجویی و پس زمینه هایش کامل از ذهنتان محو شود برای دریافت شوک الکتریکی یک دوره کامل را در یک آسایشگاه روانی بستری شوید.
24- به دشنام های استخوان دار چند زبان زنده دنیا مسلط باشید.
25- وقتی با همسرتان به پارک می روید سند ازدواجتان را فراموش نکنید.
27- به خاطر داشته باشید که : 99درصد خوشبخت های دنیا پولدارند.
28- 100 درصد بد بخت های دنیا بی پول هستند.
29- 100 درصد احمق ها و الکی خوش های دنیا فکر می کنند که جز آن یک درصدی هستند که پول ندارند ولی خوشبختند.
30- در اتوبوس ومترو برای اینکه مجبور نشوید جای خود را به خانم ها یا افراد مسن بدهید، خود را به خواب بزنید.
31- خاطرات بد را فراموش کنید. خاطرات خوبی را هم که آدم های بد حضور هر چند کمرنگ در آن دارند توصیه می کنیم که فراموش کنید.
32- برای صرفه جویی اقتصادی یک روز در میان یک روزنامه عصر بخرید (چو ن هم خبرهای صبح آن روز، هم خبرهای صبح روز بعد را می نویسد).
33- مبنای اعتمادتان به یک سگ نه بر اساس جثه اش بلکه بر اساس کیفیت و کمیت دندان هایش باشد.
34- بله گفتن را بیاموزید تا با همه دوست بمانید ولی با بهانه هایی که بعدا با فراغ بال اختراع می کنید از زیر تعهدات در بروید.
35- یک شماره حساب مستقل و پنهان از همسرتان داشته باشد.
36- در دستشویی تلفن همراه خود را با درایت کامل مدیریت کنید.
39- وقتی از زندگی نا امید می شوید به کوزت و هاج زنبور عسل و جومونگ بیاندیشید.
41- اگر با همسایه طبقه پایینتان مشکلی دارید هر شب بعد از دو نصفه شب سیفون را بکشید.
42- اگر با همسایه طبقه بالایتان مشکل دارید سعی کنید مشکل خو را حل کنید یا اینکه به صدای سیفون بعد از دو نیمه شب عادت کنید.
43- وقتی همه جا را برای پیدا کردن عینک گمشده تان زیر و رو کرده اید محض احتیاط با لمس دست، پیشانی خود را هم چک کید.
44- برای اینکه در زندگی آدم موفقی شوید سعی کنید حداقل یک شکست عشقی بخورید.
47- موفقیت مثل ترکیب سرّی کوکاکولاست. به فرمول هیچ احدی اعتماد نکنید.
49- کتاب هایی را که امانت می گیرید پس ندهید. مگر اینکه قرار باشد کتاب نایابتری از همان آدم به امانت بگیرید.
50- کتابی که قابل خواندن است قابل خریدن هم هست. کتابی به کسی امانت ندهید. اگر چنین اشتباهی مرتکب شدید با وعده امانت دادن کتاب های نایاب دیگر، کتاب خود را پس بگیرید.
51- هرگز شوهر خود را از خواب بعد از ظهر بیدار نکنید مگر اینکه آتش سوزی به زیرشلواری اش رسیده باشد.
52- قبل از دست در دماغ کردن با یک چرخش 360 درجه وجود دوربین های مدار بسته و شیشه های آینه ای را بررسی کنید.
53- وقتی در یک سفر هوایی از رفتار مهماندار خوشتان نیامد برای تلافی او را گارسن-هوایی خطاب کنید.
32- بعد ا آروغ زدن در یک جمع رسمی با سخنرانی در مورد زیان های نوشابه هاي گاز دار و لزوم برخورد دولت با سازندگان این محصولات، افکار جمع را منحرف کنید.
55- اگر خیلی لاغر هستید تابستان ها در خانه بمانید. مگر اینکه با پلیور از منزل خارج شوید.
56- کلید خانه را زیر گلدان نگذارید. بهترین محل اختفا برای کلید کفش کتانی بو گندوی پسرتان است.
60- دوست خوب کسی است که دقیقا می دانید کجا به شما قرار است نارو بزند. دوست بد جوری است که نارو زدنش به ذهنتان هم خطور نمی کند.
73- اگر فکر می کنید الان ردیف 73 هستید اشتباه می کنید ردیف ها اشتباه هست.
منوچهر دیهیم 09156646572 غلامرضا درج 09159943477
علی اکبر پهلووری 09153459203 عبدالباسط بهرامی 09153450137
مسلم خانزیی 09153458722 مسلم عزیزی 09156354471
اسلم بلیده 09159932205 مسعود کدخدایی 09153462460
امین جدگال 09159539533 سعد اله ملازهی 09159472719
عبدالهادی ملازهی 09158687870 حامد کوهکن 09119972351
کاظم با ادب 09156758218 حمزه افشان زاده 09193920984
ذبیح اله سیاهپور 09157532488 خلیل دهقانی 09158450546
ناصر عنبری 09398340339 یونس رییسی 09158453940
ذبیح اله سیاهپور 09157532488 خلیل دهقانی 09158450546
فرهاد جدگال ۰۹۱۵۹۴۸۸۱۱۴ محمد رییسی ۰۹۳۶۲۹۶۲۱۶۳
ملک سالاری پور ۰۹۱۵۹۹۳۶۴۶۸
چه کسی پنیر مرا برداشته؟!
داشتن پنیر تو را خوشحال می کند.
هر قدر پنیر برایت مهم تر باشد محکم تر به آن می چسبی.
با از دست دادن پنیراگر تغییر نکنی ممکن است نابود شوی.
اگر نمی ترسیدی چه می کردی؟
بارها پنیر را بو بکش تا بدانی کی کهنه می شود.
حرکت در مسیر نو کمکت می کند که پنیر تازه پیدا کنی.
وقتی ترست را پشت سر می گذاری احساس آزادی می کنی.
تجسم خودت در حال لذت بردن از پنیر تازه حتی قبل از این که آن را بیابی تو را به سوی آن هدایت می کند.
هر چه سریعتر از پنیر کهنه دل بکنی زودتر پنیر تازه را می یابی.
جستجو برای پنیر تازه از مانده در جای بی پنیر امن تر است.
باورهای کهنه تو را به پنیر تازه نمی رسانند.
وقتی می بینی که می توانی پنیر تازه بیابی و از آن لذت ببری مسیرت را عوض کن.
توجه سریع به تغییرات کوچک کمکت می کند که با تغییرات بزرگتری که در راهند سازگار شوی.
زبان فارسی: جهانتیغ تجوید قرآن و وصایا: بت شکن
زبان انگلیسی عمومی: بهزادی برنامه نویسی کامپیوتر: جهاندیده
اقتصاد کلان: عباسیان آمار: خواجه میرزایی
زبان فارسی: صدیق پور تربیت بدنی: امانی
زبان انگلیسی پایه: بهزادی بینش اسلامی: بت شکن
اقتصاد خرد: سالاری مبانی مدیریت: تباور
اسلم بلیده: دانشجوی مومن با تقوا درسخوان جدی. ترم اول و دوم رو طبق قانون پایستگی واحدها گذرانده است
قانون پایستگی واحدها طبق نظریه اسلم بلیده: واحدها نه پاس می شوند و نه از بین می روند بلکه از ترمی به ترم بعد انتقال داده می شوند.
امیدوارم همکلاسی های عزیزم از این قانون پیروی نکنند!
منوچهر دیهیم: او در ترم اول سبیل های پر پشتی داشت فضای دانشگاه و نگاه های تند دانشجویان موجب شد تا کمر به تراشیدن سبیل ها ببندد او همیشه می گوید درسها خیلی خیلی ساده هست ولی 12 می گیرد او علاوه بر درس خواندن به شغل شریف خوانندگی نیز مشغول است اشعار انگلیسی با صدای کشیده در طبل زنی همان دهل مهارت خاصی دارد.